پست الکترونیک
اموزش مجازی
وبلاگ مدارس
صفحه آموزش
| دفتر فناوري اطلاعات > .... > واحد پايگاه اطلاع رساني > مناسبتها > مناسبتهاي مذهبي |
| «مصحف فاطمه» چيست ؟ |
مصحف فاطمه سلام الله عليها کتابي است که به املاء جبرئيل و خط امير المؤمنين عليه السلام نوشته شده و در آن تمامي حوادث واتفاقات آينده عالم تا روز قيامت ثبت شده و چيزي در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد . عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِکَ أَنِّي نَظَرْتُ فِي مُصْحَفِ فَاطِمَةَ (عليها السلام) قَالَ قُلْتُ وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَي لَمَّا قَبَضَ نَبِيَّهُ (صلي الله عليه وآله وسلم ) دَخَلَ عَلَي فَاطِمَةَ (عليها السلام) مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَيْهَا مَلَکاً يُسَلِّي غَمَّهَا وَ يُحَدِّثُهَا فَشَکَتْ ذَلِکَ إِلَي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) فَقَالَ إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِکِ وَ سَمِعْتِ الصَّوْتَ قُولِي لِي فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِکَ فَجَعَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) يَکْتُبُ کُلَّ مَا سَمِعَ حَتَّي أَثْبَتَ مِنْ ذَلِکَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَکِنْ فِيهِ عِلْمُ مَا يَکُون . حمادبن عثمان مي گويد: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم فرمود : در سال 128 مخالفان مذهب و دعوت کنندگان به باطل اعلام وجود خواهند کرد. اين موضوع را در مصحف فاطمه (سلام الله عليها) ديدم . پرسيدم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمود : با فوت رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم) غم واندوه فراوان فاطمه را فرا گرفتکه اندازه آن را خدا مي داند . به همين جهت خداوند فرشته اي را نزد فاطمه فرستاد تا با هم سخن شدن با وي غم واندوهش زدوده شود . فاطمه(سلام الله عليها) جريان را به علي(عليه السلام) گزارش کرد علي(عليه السلام) فرمود : هر وقت آمدنش را احساس نمودي و صدايش را شنيدي به من خبر بده. فاطمه آمدن فرشته را به علي(عليه السلام) خبر داد. علي(عليه السلام) آنچه را مي شنيد مي نوشت تا در نهايت همانند کتابي کامل گرديد. الکافي، ج1، ص: 241 . أبو عبيده مي گويد : بعضي از شيعيان از امام صادق عليه السلام سؤالاتي کردند ، از جمله سؤال کردند : مصحف فاطمه چيست ؟ حضرت مدتي سکوت کرد و سپس فرمود : شما از آنچه مي خواهيد و نمي خواهيد بحث مي کنيد ( يعني بعضي از پرسش ها به قصد فهميدن نيست يا به دردت نمي خورد ) فاطمه بعد از پيغمبر صلّي اللَّه عليه و آله هفتاد و پنج روز در دنيا بود و از فراق پدر بسياراندوهگين بود. جبرئيل عليه السلام محضرش ميآمد و او را در مرگ پدر تسليت مي داد و خوشحالش مي کرد وغم واندوهش را تخفيف مي داد و از احوال و مقام پدرش خبر مي داد و سرگذشت اولادش را پس از او برايش مي گفت و علي عليه السلام آن مطالب را مي نوشت که مجموع آن نوشتهها مصحف فاطمه عليها السلام شد. اهل تسنن از ديرباز اشکال ميکنند که چگونه ممکن است که ملائکه با غير پيامبر صحبت کند ، آيا اين مطلب با خاتميت پيامبر در تعارض نيست ؟ والأخبار طافحة برؤية الصحابة للملک وسماعهم کلامه ، وکفي دليلا لما نحن فيه قوله سبحانه : * ( إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي کُنْتُمْ تُوعَدُون ) * ( فصلت : 30 ) الآية فإن فيها نزول الملک علي غير الأنبياء في الدنيا وتکليمه إياه ولم يقل أحد من الناس : إن ذلک يستدعي النبوة وکون ذلک لأن النزول والتکليم قبيل الموت غير مفيد کما لا يخفي . روايات بسياري وارد شده که صحابه ملائکه را ميديدند و سخن آنان ميشنيدند . براي اثبات آن ، اين دليل کافي است که خداوند کريم فرموده است : « بيترديد کساني که گفتند : پروردگار ما خدا است سپس [ در ميدان عمل بر اين حقيقت ] استقامت ورزيدند ، فرشتگان بر آنان نازل ميشوند [ و ميگويند : ] مترسيد و اندوهگين نباشيد شما را به بهشتي که وعده داده شده ايد ، بشارت باد . » اين آيه ثابت ميکند که ملائکه بر غير انبياء در دنيا نازل ميشوند و با آنها سخن ميگويند ، و کسي هم نگفته است که اين سخن گفتن مستلزم نبوت است و ازطرفي اين گفتگو از قبيل مرگ است و فايده اي ندارد . مصافحه با ملائکه : روايات بسياري در منابع اهل سنت وارد شده است که اگر انسان آنگونه که خداوند ميخواهد در اين دنيا زندگي کند ، واجبات را انجام داده و از محرمات نيز پرهيز کند ، ميتواند مستقيماً با ملائکه در ارتباط بوده و با آنان سخن بگويد . صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 8 - ص 95 . رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود : قسم به خدايي که جانم در دست او است ، اگر شما همان حالتي را که اکنون داريد ، حفظ نماييد و بر آن استقامت ورزيد ، ملائکه با شما دست خواهند داد .
الباني ، که وهابيت از او به عنوان «بخاري دوران» تعبير ميکنند و بن باز مفتي اعظم عربستان سعودي گفته بود که ايشان را بايد امام الحديث بناميم ، اين روايت را در صحيح سنن ابن ماجة ، ج2 ، ص415-416 و صحيح الجامع الصغير ، ج2 ، ص931 و 1190 و سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج4 ، ص606 صحيح دانسته است .
اگر قلبتان را به همان حالي که در حال راز و نياز با خداوند داريد ، حفظ کنيد ، ملائکه با شما دست خواهند داد ؛ و حتي در راهها به شما سلام خواهند کرد . قرآن کريم صراحت دارد که حضرت مريم سلام الله عليها با ملائکه صحبت مي کرده ؛ در حالي که او نيز پيامبر نبوده است . خداوند در سوره مريم آيات 16 تا 21 ميفرمايد : و در اين کتاب (آسماني)، مريم را ياد کن، آن هنگام که از خانوادهاش جدا شد، و در ناحيه شرقي (بيت المقدس) قرار گرفت . و ميان خود و آنان حجابي افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر براي عبادت آماده باشد). در اين هنگام، ما روح خود را بسوي او فرستاديم و او در شکل انساني بيعيب و نقص، بر مريم ظاهر شد ! . او (سخت ترسيد و) گفت: «من از شرّ تو، به خداي رحمان پناه ميبرم اگر پرهيزگاري! . گفت: «من فرستاده پروردگار توام (آمدهام) تا پسر پاکيزهاي به تو ببخشم!» . گفت: «چگونه ممکن است فرزندي براي من باشد؟! در حالي که تا کنون انساني با من تماس نداشته، و زن آلودهاي هم نبودهام!» . گفت: «مطلب همين است! پروردگارت فرموده: اين کار بر من آسان است! (ما او را ميآفرينيم، تا قدرت خويش را آشکار سازيم) و او را براي مردم نشانهاي قرار دهيم و رحمتي باشد از سوي ما! و اين امري است پايان يافته (و جاي گفتگو ندارد)!» . وقتي حضرت مريم سلام الله عليها بتواند با ملائکه در ارتباط باشد ، فاطمه زهرا سلام الله عليها که سيده تمامي زنان اهل بهشت و از جمله مريم بنت عمران است ، ميتواند با ملائکه در ارتباط باشد . از روايات اهل سنت استفاده ميشود که ملائکه با برخي از صحابه سلام و عليک داشته ، با آنها مصافحه کرده اندو آنها نيز ملائکه را با چشمان خود ديدهاند . مسلم نيشابوري در صحيحش به نقل از عمران بن حصين مينويسد : فرشته بر من سلام مي کرد تا اين که آلوده به گناه غيبت وعدم کنترل زبان شدم و او را نمي ديدم پس از آن که دست از اين گناه کشيدم دوباره تماس بر قرار شد . ابن حجر عسقلاني در ترجمه عمران بن حصين مينويسد :
روايات بسياري در کتابهاي اهل سنت وجود دارد که برخي از صحابه کلام ملائکه را شنيده و با آنها صحبت کردهاند . احمد بن حنبل استاد بخاري و مسلم در مسندش مينويسد : مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 5 - ص 395 – 396 . نقل شده است که روزي حذيفه نزد نبي مکرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم آمد وعرض کرد : من در حال نماز بودم ، شنيدم که گوينده اي ميگفت : اللهم لک الحمد ... . پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود : آن شخص ملکي بوده که آمده به شما ياد دهد چگونه خداوند را حمد و سپاس بگوييد . سخن گفتن جبرئيل با ابي بن کعب : همچنين آلوسي مفسر معروف اهل سنت در تفسيرش مينويسد : وأخرج ابن أبي الدنيا في کتاب الذکر عن أنس قال : قال أبي بن کعب لأدخلن المسجد فلأصلين ولأحمدن الله تعالي بمحامد لم يحمده بها أحد فلما صلي وجلس ليحمد الله تعالي ويثني عليه إذا هو بصوت عال من خلف يقول : اللهم لک الحمد کله ولک الملک کله وبيدک الخير کله وإليک يرجع الأمر کله علانيته وسره لک الحمد إنک علي کل شيء قدير اغفر لي ما مضي من ذنوبي واعصمني فيما بقي من عمري وارزقني أعمالا زاکية ترضي بها عني وتب علي فأتي رسول الله صلي الله عليه وسلم فقص عليه فقال : ذاک جبريل عليه السلام .
از همه اينها گذشته بسياري از علماي اهل سنت يکي از فضائل عمر بن الخطاب را شنيدن اذان از جبرئيل عليه السلام ذکر و آن را با آب و تاب فراوان نقل کردهاند . حارث بن أبي اسامه در مسندش مي نويسد : أول من أذن بالصلاة جبريل في سماء الدنيا فسمعه عمر وبلال فسبق عمر بلالا فأخبر النبي صلي الله عليه وسلم ثم جاء بلال فقال له سبقک بها عمر . اگر عمر بن الخطاب ميتوانست صداي جبرئيل را بشنود ، چه استبعادي دارد که فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين عليه السلام نيز آن را شنيده باشند ؟ . محمد بن اسماعيل بخاري در صحيحش مينويسد : عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَقَدْ کَانَ فِيمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ رِجَالٌ يُکَلَّمُونَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَکُونُوا أَنْبِيَاءَ فَإِنْ يَکُنْ مِنْ أُمَّتِي مِنْهُمْ أَحَدٌ فَعُمَر .
صحيح البخاري - البخاري - ج 4 - ص 200 . أبوهريره گويد که پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود : به درستي که پيش از شما در ميان بني اسرائيل کساني بودند که با ملائکه سخن ميگفتند ؛ با اين که پيامبر نبودند ، اگر در امت من چنين کسي باشد ، آن شخص عمر بن الخطاب است . قسطلاني ، عالم معروف اهل سنت در شرح اين روايت مينويسد : ليس قوله " فإن يکن " للترديد بل للتأکيد کقولک : إن يکن لي صديق ففلان . إذ المراد اختصاصه بکمال الصداقة لا نفي الأصدقاء ، وإذا ثبت أن هذا وجد في غير الأمة المفضولة فوجوده في هذه الأمة الفاضلة أحري . اين که پيامبر اسلام فرمود : " فإن يکن = اگر باشد " براي اين نيست که بگويد عمر با ملائکه صحبت نميکرده ؛ بلکه تأکيد ميکند که او حتماً اين چنين بوده است . مثل اين که شخصي بگويد : اگر من دوستي داشتم ، فلاني بود که در اين صورت مراد وي اين است که اين شخص بهترين دوست من است نه اين که من دوستي ندارم . قال الشعبي إن لکل أمة محدثا وإن محدث هذه الأمة عمر بن الخطاب . وقتي عمر بن الخطاب که تا سال هشتم بعثت هنوز مسلمان نشده بود و در صف مشرکين قرار داشت و در برابر اسلام موضع ميگرفت ؛ تا جايي که بسياري از مشرکين از ترس او نميتوانستند اسلام بياورند ، بتواند با ملائکه هم سخن شود ، چرا امير المؤمنين علي بن أبي طالب و فاطمه زهرا سلام الله عليهما ، که حتي لحظهاي به خدا شرک نورزيدهاند ، نتوانند با ملائکه اين رابطه را داشته باشند ؟ |