قولها عليهاالسلام في وصف اللَّه جل جلاله اِبْتَدَعَ الْاَشْياءَ لا مِنْ شَيْءٍ کانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَأَها بِلاَ احْتِذاءِ اَمْثِلَةٍ اِمْتَثَلَها، کَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَها بِمَشِيَّتِهِ، مِنْ غَيْرِ حاجَةٍ مِنْهُ اِلي تَکْوينِها، وَ لا فائِدَةٍ لَهُ في تَصْويرِها، اِلاَّ تَثْبيتاً لِحِکْمَتِهِ، وَ تَنْبيهاً عَلي طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ، وَ تَعَبُّداً لِبَرِيَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ. سخن آن حضرت در توصيف خداوند موجودات را خلق نمود بدون آنکه از مادهاي موجود شود، و آنان را بدون هيچ مشابهي پديد آورد، با قدرتش آنها را خلق و با مشيتّش ايجاد نمود، بدون آنکه در ايجاد آن و پديد آوردنشان نيازي داشته، و در تصويرگري آنها فائده اي برايش وجود داشته باشد، جز تثبيت حکمتش و آگاهي بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسائي راه عبوديّت، و گرامي داشت دعوتش. قولها عليهاالسلام في وصف القرآن بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللَّهِ المُنَوَّرَةُ، وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَ بَيِّناتُهُ الْجالِيَةُ، وَ بَراهينُهُ الْکافِيَةُ، وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ شَرائِعُهُ الْمَکْتُوبَةُ. سخن آن حضرت در توصيف قرآن با قرآن حجتّهاي فروزان الهي، و واجبات تفسير شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهين روشن، و دلائل کافي، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشيده شده، و قوانين نوشته شده روشن مي شود. قولها عليهاالسلام في وصف القرآن اِسْتَخْلَفَ عَلَيْکُمْ کِتابَ اللَّهِ النَّاطِقَ، وَ الْقُرْانَ الصَّادِقَ، وَ النُّورَ السَّاطِعَ، وَ الضِّياءَ اللاَّمِعَ، بَيِّنَةً بَصائِرُهُ، مُنْکَشِفَةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِيَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبَطَةً بِهِ اَشْياعُهُ، قائِداً اِلَي الرِّضْوانِ اَتْباعَهُ، مُوَدٍّ اِلَي النَّجاةِ اسْتِماعُهُ. سخن آن حضرت در توصيف قرآن نزد شما کتاب گوياي خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاي نهاد، که براهينش روشن و رازهايش آشکار، و ظواهرش نمايان، پيروانش مورد غبطه بوده، و آنان را بسوي بهشت رهنمون و شنيدن آن راه نجات است. قولها عليهاالسلام في وصف القرآن اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ اَحْکامُهُ زاهِرَةٌ، وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ، وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ. سخن آن حضرت در توصيف قرآن امور آن نمايان، و احکامش شکوفا، و نشانه هايش روشن، و محرمّاتش آشکار، و اوامرش هويدا است. قولها عليهاالسلام في وصف أبيه صلي اللَّه عليه و آله اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزيمَةً عَلي اِمْضاءِ حُکْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقاديرِ رَحْمَتِهِ. سخن آن حضرت در توصيف پدرش خداوند پيامبر را براي پايان بخشيدن فرمانش، و به پايان رسانيدن احکامش، و تثبيت رحمت بيکرانش مبعوث کرد. قولها عليهاالسلام في وصف أبيه صلي اللَّه عليه و آله بَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِکينَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَکْظامِهِمْ، داعِياً اِلي سَبيلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، يَجُفُّ الْاَصْنامَ، وَ يَنْکُثُ الْهامَّ. سخن آن حضرت در توصيف پدرش رسالت خود را با انذاز ابلاغ کرد، و از روش مشرکين دوري، با رؤساي آنان دشمني و درگير با آنان بود، با حکمت و پند نيکو بسوي پروردگارش رهنمون شد، بتها را سرنگون و گردنهاي زورمندان را به خاک مذلّت انداخت. قولها عليهاالسلام في فضل أبيه و بعله عليهماالسلام اَبَوا هذِهِ الْاُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ، يُقيمانِ اِوَدَهُمْ، وَ يُنْقِذانِهِمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَليمِ اِنْ اَطاعُو هُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدَّائِمَ اِنْ وافَقُو هُما. سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش پدران اين امت محمد و علي عليهماالسلام هستند، اگر از آنان تبعيت کنند کژيهاي ايشان را برطرف، و آنان را از عذاب دردناک نجات مي دهد، و اگر پيروي ايشان را نمايند بهشت جاودان را ارزاني ايشان مي کند. قولها عليهاالسلام في فضل أبيه و بعله عليهاالسلام اَرْضي اَبَوَيْ دينِکِ، مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً، بِسَخَطِ اَبَوَيْ نَسَبِکِ، وَ لا تَرْضي اَبَوَيْ نَسَبِکِ بِسَخَطِ اَبَوَيْ دينِکِ، فَاِنََّ ابَوَيْ نَسَبِکِ اِنْ سَخَطَ اَرْضا هُما مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ عليهماالسلام بِثَوابِ جُزْءٍ مِنْ اَلْفِ اَلْفِ جُزْءٍ مِنْ ساعَةٍ مِنْ طاعاتِهِما، وَ اِنَّ اَبَوَيْ دينِکِ اِنْ سَخَطا لَمْ يَقْدِرْ اَبَوَيْ نَسَبِکِ اَنْ يُرْضِيا هُما، لِاَنَّ ثَوابَ طاعاتِ اَهْلِ الدُّنْيا کُلِّهِمْ لا يَفي بِسَخَطِهِما سخن آن حضرت در فضل پدر و شوهرش پدران دينيت- پيامبر و علي عليهماالسلام- را با ناراحتي پدر نسبي ات خشنود نساز، ولي پدر نسبي ات را با ناراحتي آنان خشنود نکن، چرا که پدر سبي ات اگر ناراحت شود آنان او را با پاداش قسمتي از هزاران قسمت ساعتي از اطاعتشان خشنود مي سازند، و اگر پدران دينيت ناراحت شوند پدر نسبي ات قادر نيست که ايشان را خرسند سازند، چرا که پاداش طاعتهاي تمامي اهل دنيا با ناراحتي ايشان قابل مقايسه نيست. قولها عليهاالسلام في فضل زوجها اِنَّ السَّعيدَ کُلَّ السَّعيدِ حَقَّ السَّعيدِ، مَنْ اَحَبَّ عَلِيّاً في حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ. سخن آن حضرت در فضيلت شوهرش سعادت و رستگاري، همه سعادتها و رستگاريها، حقانيت و واقعّيت سعادت و رستگاري در کسي است که علي عليهالسلام را در دوران زندگي و پس از شهادتش دوست داشته باشد. قولها عليهاالسلام في کيفية خلقتها اِنَّ اللّهَ تَعالي خَلَقَ نُوري، وَ کانَ يُسَبِّحُ الَّلهَ جَلَّ جَلالُهُ، ثُمَّ اَوْدَعَهُ شَجَرَةً مِنْ شَجَرِ الْجَنَّةِ، فَاَضاءَتْ، فَلَمَّا دَخَلَ اَبي الْجَنَّةَ اَوْحَي الَّلهُ تَعالي اِلَيْهِ اِلْهاماً اَنْ اَقْتَطِفَ الثَّمَرَةَ مِنْ تِلْکَ الْشَّجَرَةِ وَ اَدِرْها في لَهَواتِکَ، فَفَعَلَ، فَاَوْدَعَنِي الّلهُ سُبْحانَهُ صُلْبَ اَبي، ثَمَّ اَوْدَعَني خَديجَهَ بِنْتَ خُوَيْلَدَ، فَوَضَعَتْني، وَ اَنَا مِنْ ذلِکَ النُّورِ، اَعْلَمُ ما کانَ وَ ما يَکُونُ وَ ما لَمْ يَکُنْ. ِسخن آن حضرت در کيفيت خلقتش خداوند نورم را خلق فرمود، و آن تسبيح و تنزيه او را مي نمود، آنگاه آنرا در درختي از درختان بهشتي به وديعت نهاد، که به سبب آن نور درخشان گرديد، هنگامي که پدرم داخل بهشت شد، خداوند به او الهام کرد که ميوه آن درخت رإ؛ ّّ بچيند و بخورد، پيامبر اين کار را انجام داد، خداوند نورم را در صلب پدرم به وديعت نهاد، آنگاه آنرا در رحم مادرم قرار داد، تا آنکه ايشان مرا به دنياآوردند، و من از آن نور هستم، آنچه اتفاق افتاده، و آنچه اتفاق خواهد افتاد و آنچه نبوده است را مي دانم. قولها عليهاالسلام في التعريف بأهل البيت نَحْنُ وَسيلَتُهُ في خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ، وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ في غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِيائِه سخن آن حضرت در شناسائي اهلبيت ما وسيله هاي الهي در ميان مخلوقاتش، و خواص او، و تنزيه کنندگانش، و حجت او و وارثان پيامبرانش مي باشيم. قولها عليهاالسلام في وصف الشيعة اِنْ کُنْتِ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناکِ، وَ تَنْتَهي عَمَّا زَجَرْناکِ عَنْهُ، فَاَنْتِ مِنْ شيعَتِنا، وَ اِلاَّ فَلا. سخن آن حضرت در توصيف شيعه اگر به آنچه تو را بدان امر نموديم عمل کني، و از آنچه نهي کرديم بازايستي، از شيعيان ما مي باشي، و در غير اينصورت از آنان شمرده نمي شوي. قولها عليهاالسلام في وصف الشيعة اِنَّ شيعَتَنا مِنْ خِيارِ اَهْلِ الْجَنَّةِ، کُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالي اَوْلِيائِنا وَ مُعادي اَعْدائِنا وَ الْمُسَلِّمِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا، لَيْسُوا من شيعَتِنا اِذا خالَفُوا اَوامِرَنا وَ نَواهينا في سائِرِ الْمُوْبِقاتِ، وَ هُمْ مَعَ ذلِکَ فِي الْجَنَّةِ، وَ لکِنْ بَعْدَ ما يَطَّهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ بِالْبَلايا وَ الرَّزايا، اَوْ في عَرَصاتِ الْقِيامَةِ بِاَنْواعِ شَدائِدِها، اَوْ فِي الطَّبَقِ الْاَعْلي مِنْ جَهَنَّمَ بِعَذابِها، اِلي اَنْ نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنا مِنْها، وَ نَنْقُلَهُمْ اِلي حَضْرَتِنا. سخن آن حضرت در توصيف شيعه شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت مي باشند، دوستان ما و دوستداران دوستان ما، و دشمنان دشمنان ما و کساني که با قلب و زبان تسليم ما هستند از شيعيان ما شمرده نمي شوند، آنگاه که با اوامر ما مخالفت نموده و از نواهي ما اجتناب نکنند، و با اينهمه در بهشت مي باشند، وليکن بعد از آنکه با ناراحتي ها و گرفتاريها از گناهان پاک شوند، يا در موقف هاي قيامت با انواع دردها، يا در طبقه اول از جهنم قرار داده شوند و با عذابهاي الهي عقاب شوند، تا با محبت ما از آن نجات يابند و به حضور ما برسند. قولها عليهاالسلام في فضل علماء الشيعة حضرت امرأة عند الصديقة فاطمة الزهراء عليهاالسلام فقالت: ان لي والدة ضعيفة و قد لبس عليها في امر صلاتها شيء، و قد بعثتني اليک اسالک، فاجابتها فاطمة عليهاالسلام عن ذلک، ثم ثنّت فاجابت، ثم ثلّثت فاجابت، الي ان عشّرت فاجابت، ثم خجلت من الکثرة، فقالت: لا اشق عليک يا بنت رسولاللَّه، قالت فاطمة عليهاالسلام: هاتي و سلي عمّا بدا لک- الي ان قالت:- سمعت ابيرسولاللَّه صلي اللَّه عليه وآله يقول: ان علماء شيعتنا يحشرون، فيخلع عليهم من خلع الکرامات علي قدر کثرة علومهم و جدّهم في ارشاد عباداللَّه، حتي يخلع علي الواحد منهم الف الف خلعة من نور- الي ان قالت:يا اَمَةَ اللَّهِ اِنَّ سِلْکاً مِنْ تِلْکَ الْخُلَعِ لَاَفْضَلُ ممَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ اَلْفَ اَلْفِ مَرَّةً وَ ما فَضُلَ فَاِنَّهُ مَشُوبٌ بِالتَّنْغيصِ وَ الْکَدِرِ. سخن آن حضرت در فضيلت دانشمندان شيعه زني نزد آن حضرت آمده و گفت: مادر ناتواني دارم که بعضي از مسائل نماز براي او مورد سؤال قرار گرفته است و مرإ؛ ّّ نزد تو فرستاده تا سؤال نمايم، آن حضرت پاسخ او را داد، دوباره پرسيد پاسخ شنيد، مرحله سوم پرسيد باز پاسخ شنيد، تا ده سؤال مطرح کرد و باز پاسخ خود را دريافت، در اينجا از کثرت سؤال خجالت کشيد و گفت: اي دختر پيامبر دچار مشکل شدي، آن حضرت فرمود: سؤالاتت را مطرح کن- تا آنجا که فرمود: از پدرم شنيدم که مي فرمود: دانشمندان شيعه در روز قيامت که محشور مي شوند به اندازه کثرت علومشان و جدّيتشان در ارشاد بندگان خداوند خلعت هاي کرامت بر آنان مي پوشانند، تا آنجا که بر بعضي از آنان ميليونها خلعت نور پوشانده مي شود- تا آنجا که فرمود:اي کنيز، رشتهاي از آن خلعتها ميليونها بار برتر است از آنچه خورشيد بر آن تابيده است. قولها عليهالسلام في محبتها لامة ابيها روي انها لّما سمعت بان اباها زوّجها و جعل الدراهم مهراً لها سألت اباها أن يجعل مهرها الشفاعة في عصاة امته، نزل جبرئيل و معه بطاقة من حرير مکتوب فيها: جعل اللَّه مهر فاطمة الزهراء شفاعة المذنبين من امة ابيها، فلّما احتضرت اوصت بان توضع تلک البطاقة صدرها تحت الکفن فوضعت و قالت: اِذا حَشَرْتُ يَوْمَ الْقِيامَةِ رَفَعْتُ تِلْکَ الْبِطاقَةَ بِيَدَيَّ وَ شَفَّعْتُ في عُصاةِ اُمَّةِ اَبي. سخن آن حضرت در محبّتش به امت پدرش روايت شده: آنگاه که شنيد پدرش او را تزويج کرده و مهرش را مبلغي پول قرار داده، از پدرش خواست که مهرش را شفاعت گناهکاران امت او قرار دهد، آنگاه جبرئيل نازل شد و در دستش پارچه اي قرار داشت که روي آن نوشته بود: خداوند مهر فاطمه را شفاعت گناهکاران امت پدرش قرار داده است، هنگامي که آن حضرت به حال احتضار رسيده وصيت کرد که آن پارچه را روي سينه و زير کفنش قرار دهند، و فرمود: آنگاه که محشور گرديدم اين پارچه را با دستم بلند کرده در مورد گناهکاران امت پدرم شفاعت مي نمايم. قولها عليهاالسلام في قاتل ولدها الحسين عليهالسلام قاتِلُ الْحُسَيْنِ فِي النَّارِ. سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش امام حسين عليهالسلام قاتل حسين عليهالسلام در آتش دوزخ است. قولها عليهاالسلام فيمن قتل ولدها عليهالسلام خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ اِبْنَ بِنْتِ نَبِيِّها. سخن آن حضرت در مورد قاتل فرزندش عليه السلام زيانکار است امتي که پسر دختر پيامبرش را به شهادت مي رساند قولها عليهاالسلام في فضل التسليم عليهم عن يزيد بن عبدالملک النوفلي، عن ابيه، عن جده قال: دخلت علي فاطمة بنت رسولاللَّه عليهماالسلام فبد أتني بالسلام، قال: و قالت: قال ابي، و هو ذا حي:من سلّم علي و عليک ثلاثة ايام فله الجنة، قلت له: ذا في حياته و حياتک او بعد موته و موتک؟ قالت: في حَياتِنا وَ بَعْدَ وَفاتِنا. سخن آن حضرت در فضيلت درود فرستادن به ايشان يزيد بن عبدالملک از پدرش، از جدش روايت مي کند، که گفت: به خدمت آن حضرت رسيدم، ابتدا به سلام نمود، و فرمود: پدرم در زمان زنده بودن فرمود: هر که بر من يا بر تو سه بار درود فرستد داخل بهشت مي شود، او گويد: به آن حضرت گفتم: اين مطلب در زمان زندگي پيامبر و شماست يا بعد از رحلت ايشان و شما؟ فرمود: در زمان زندگي ما و بعد از رحلتمان از اين دنيا. قولها عليهاالسلام فيما يحبّها حُبِّبَ اِلَيَّ مِنْ دُنْياکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کِتابِ اللَّهِ، وَالنَّظَرُ في وَجْهِ رَسُولِاللَّهِ، وَ الْاِنْفاقُ في سَبيلِاللَّهِ. سخن آن حضرت در آنچه محبوب آن حضرت است از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره پيامبر، انفاق در راه خدا. قولها عليهاالسلام في فضائل بعض السور قارِيءُ «الْحَديدِ» وَ «اِذا وَقَعَتْ» وَ «سُورَةِ الرَّحْمنِ» يُدْعي في مَلَکُوتِ السَّماواتِ: ساکِنُ الْفِرْدَوْسِ. سخن آن حضرت در فضيلت قرائت بعضي از سور قرآن خواننده سوره حديد و واقعه و رحمان در ملکوت آسمانها ندا کرده مي شود: تو ساکن بهشت فردوس مي باشي. گزيدهاي از گفتار حضرت زهراء (سلام الله عليها) قولها عليهاالسلام في خصال المائدة فِي الْمائِدَةِ اِثْنَتا عَشَرَةَ خَصْلَةً، يَجِبُ عَلي کُلِّ مُسْلِمٍ اَنْ يَعْرِفَها، اَرْبَعٌ فيها فَرْضٌ وَ اَرْبَعٌ فيها سُنَّةٌ، وَ اَرْبَعٌ فيها تَأْديبٌ. فَاَمَّا الْفَرْضُ: فَالْمَعْرِفَةُ وَ الرِّضا وَ التَّسْمِيَةُ وَ الشُّکْرُ. وَ اَمَّا السُّنَّةُ: فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعامِ وَ الْجُلُوسُ عَلَي الْجانِبِ الْاَ يْسَرِ، وَ الْاَکْلُ بَثَلاثِ اَصابِعَ. وَ اَمَّا التَّأْديبُ: فَالْاَکْلُ بِما يَليکَ وَ تَصْغيرُ اللُّقْمَةِ وَ الْمَضْغُ الشَّديدُ، وَ قِلِّةُ النَّظَرِ في وُجُوهِ النَّاسِ. سخن آن حضرت در آداب غذا خوردن در غذا خوردن دوازده ويژگي مي باشد که بر هر مسلماني واجب است آنها را بداند، چهار ويژگي واجب، چهار ويژگي مستحب، و چهار ويژگي از ادب است. اما واجبات آن: شناخت و رضايت و خشنودي، و نام خدا را بردن و شکر او را نمودن. و اما مستحبّات آن: شستن دست قبل از غذا، و نشستن بر طرف چپ، و خوردن به سه انگشت. و اما آنچه از ادب است: خوردن از جلوي ظرف غذا، و کوچک گرفتن لقمه، و جويدن زياد، و کمتر نگريستن به چهره هاي مردم. قولها عليهاالسلام في شدة عذاب النار اَلْوَيْلُ ثُمَّ الْوَيْلُ لِمَنْ دَخَلَ النَّارَ. سخن آن حضرت در شدت عذاب جهنم واي، واي، بر آنکه داخل آتش دوزخ شود. قولها عليهاالسلام في التحريض للدعاء للميت عن علي عليهالسلام: مروا اهاليکم بالقول الحسن عند موتاکم، فان فاطمة عليهاالسلام لمّا قبض ابوها صلي اللَّه عليه و آله اسعدتها بنات هاشم، فقالت: اُتْرُکْنَ التِّعْدادَ وَ عَلَيْکُنَّ بِالٌّدعاءِ. سخن آن حضرت در تحريض به دعا نمودن بر مرده از حضرت علي عليهالسلام روايت شده که فرمود: به خانواده هاي خود دستور دهيد تا در مورد مردگانتان سخن زيبا گويند، هنگام رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله دختران بني هاشم حضرت فاطمه عليهاالسلام را ياري مي نمودند، آن حضرت فرمود: از ذکر مناقب و مفاخر بپرهيزيد و بر شما باد به دعا کردن. قولها عليهاالسلام في الحثّ علي قراءة القرآن و الدعاء في ليلة الدفن روي انها عليهاالسلام لما احتضرت اوصت عليا عليهالسلام فقالت: اذا انا متّ فتولّ انت غسلي- الي ان قالت:- و اجلس عند رأسي قبالة وجهي فَاَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرْانِ وَ الدُّعاءِ، فَاِنَّها ساعَةٌ يَحْتاجُ الْمَيِّتُ فيها اِلي اُنْسِ الْاَحْياءِ. سخن آن حضرت در ترغيب به تلاوت قرآن و دعا در شب اول دفن روايت شده: آن حضرت هنگام احتضار به حضرت علي عليه السلام وصيت کرد و فرمود: هنگامي که از دنيا رفتم غسلم را به عهده گير- تا آنجا که فرمود:- و بالاي سرم در حالي که روبرويم قرار داري بنشين و بسيار قرآن بخوان و دعإ؛ ّّ بنما، زيرا آن ساعتي است که شخص مرده به همنشيني زنده ها نيازمند است. قولها عليهاالسلام في فضل ليلة القدر روي انها عليهاالسلام لا تدع احداً من اهلها ينام تلک الليلة (ليلة القدر) و تداويهم بقلة الطعام و تتأهّب لها من النهار، و تقول: مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَها. سخن آن حضرت در فضيلت شب قدر روايت شده: در شب قدر آن حضرت نمي گذاشت افراد خانواده اش خواب روند، و با کم غذا دادن به ايشان، آنان را بيدار نگاه مي داشت، و براي اين منظور در روز قبل مواردي را آماده مي کرد، و مي فرمود: محروم و زيانکار کسي است که از خير شب قدر محروم باشد قولها عليهاالسلام في ايثار الضيف روي ان رجلاً جاء الي النبي صلي اللَّه عليه و آله، فشکا اليه الجوع، فقال رسول اللَّه: من لهذا الرجل الليلة؟ فقال علي عليه السلام: انا له يا رسولاللَّه، فاتي فاطمة عليهاالسلام فقال لها: ما عندک يا ابنة رسول اللَّه؟ فقالت: ما عِنْدَنا اِلاَّ قُوتُ الصَّبِيَّةِ، لکِنَّا نُؤْثِرُ بِهِ ضَيْفَنا. سخن آن حضرت در گرامي داشتن ميهمان روايت شده: مردي نزد پيامبر آمد و از گرسنگي شکايت کرد، آن حضرت فرمود: امشب چه کسي او را سير مي کند، حضرت علي عليه السلام فرمود: اي پيامبر من، آنگاه نزد حضرت فاطمه عليهاالسلام آمده و گفت: اي دختر پيامبر نزد تو چيزي هست؟ فرمود: نزد ما غذائي جز غذاي کودکان باقي نمانده است، امّا ما ميهمانمان را بر خود مقدم مي داريم. قولها عليهاالسلام في تقديمها الجار علي نفسها عن الحسن عليه السلام: رأيت امي فاطمة عليهاالسلام قامت في محرابها ليلة جمعتها، فلم تزل راکعة ساجدة، حتّي اتّضح عمود الصبح، و سمعتها تدعو للمؤمنين و المؤمنات و تسمّيهم و تکثر الدعاء لهم، و لا تدعو لنفسها بشيء، فقلت لها: يا امّاه، لم لا تدعين لنفسک کما تدعين لغيرک؟ قالت: يا بُنَيَّ! اَلْجارُ ثُمَّ الدَّارُ. سخن آن حضرت در مقدم داشتن همسايه بر خود از امام حسن عليه السلام روايت شده که فرمود: مادرم حضرت فاطمه عليهاالسلام را در شب جمعه اي در محراب عبادت ديدم، همواره در رکوع و سجود بود، تا آنکه طلوع فجر شد، و مي شنيدم که زنان و مردان را نام برده و بسيار براي آنها دعا مي کند ولي براي خود دعائي نفرمود، گفتم: اي مادر چرا همانگونه که براي ديگران دعا مي کني براي خودت دعا نمي نمائي؟ فرمود: پسرم! ابتدا همسايه آنگاه خاندان خود. قولها عليهاالسلام في فضل مقام الامّ اَلْزِمْ رِجْلَها فَاِنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اَقْدامِها. سخن آن حضرت در فضيلت مقام مادر همواره در کنار مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است. قولها عليهاالسلام في تحديد خدمة الزوجين تقاضي عليّ و فاطمة عليهماالسلام الي رسول اللَّه صلي اللَّه عليه و آله في الخدمة، فقضي علي فاطمة بخدمة ما دون الباب، و قضي علي عليّ عليه السلام ما خلفه، فقالت فاطمة عليهماالسلام: فَلا يَعْلَمُ ما داخَلَني مِنَ السُّرُورِ اِلاَّ اللَّهُ بِاِکْفائي رَسُول ُاللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ. سخن آن حضرت در تعيين حدود وظائف زن و مرد حضرت علي و فاطمه عليهماالسلام در مورد تعيين وظائفشان در خانه از پيامبر نظرخواهي نمودند، پيامبر کارهاي درون خانه را بحضرت فاطمه عليهاالسلام و کارهاي بيرون خانه را به علي عليه السلام سپرد، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: از سرور و خوشحالي من از اينکه پيامبر مرا از برخورد با مردان معاف کرد کسي جز خداوند آگاه نيست. قولها عليهاالسلام في توصيف خير الرجال خِيارُکُمْ اَلْيَنُکُمْ مَناکِبُهُ وَ اَکْرَمُهُمْ لِنِسائِهِمْ. سخن آن حضرت در توصيف بهترين مردان بهترين شما کسي است که اخلاقش نيکو بوده و نسبت به همسرش مهربانتر باشد. قولها عليهاالسلام في وصف خير النساء روي أنّ أميرالمؤمنين عليهالسلام سألها: ما خير النساء؟ قالت: اَنْ لا يَرَيَنَّ الرِّجالَ وَ لا يَرُونَهُنَّ. و في رواية: لا يَراهُنَّ الِّرجالُ. سخن آن حضرت در توصيف بهترين زنان روايت شده که حضرت علي عليهالسلام از حضرت فاطمه عليهاالسلام پرسيد: بهترين زنان کيانند؟ فرمود: آنانکه مردان را نبينند، و مردان نيز آنان را نبينند. و در روايتي ديگر اينگونه آمده: اينکه مردان او را نبينند. قولها عليهاالسلام في ما هو خير للمرأة روي أن النبي صلي اللَّه عليه و آله قال لها:اي شي خير للمرأة؟ قالت: اَنْ لا تَري رَجُلاً، وَ لا يَراها رَجُلٌ. و في رواية: اَنْ لا تَري الِّرجالَ وَ لا يَرُوها. سخن آن حضرت در مورد بهترين چيز براي زن روايت شده که پيامبر پرسيد: چه چيز براي زن نيکوست؟ فرمود: مردي را نبيند، و مردي نيز او را نبيند. و در روايتي ديگر اينگونه آمده: مردي او نبيند و مردان او را نبينند. قولها عليهاالسلام في اهمية الحجاب عن علي عليهالسلام: استأذن أعمي علي فاطمة عليهاالسلام فحجبته، فقال رسول اللَّه صلي اللَّه عليه و آله: لم حجبتيه و هو لا يراک؟ فقالت: اِنْ لَمْ يَکُنْ يَراني فَاِنّي اَراهُ، وَ هُوَ يَشُمُّ الرِّيحَ. سخن آن حضرت در اهميت حجاب از حضرت علي عليهالسلام روايت شده که فرمود: مرد کوري از حضرت فاطمه عليهاالسلام اجازه ورود خواست، ايشان خود را در پوشش قرار داد،پيامبر فرمود:چرا خودت را در پوشش قرار دادي در حاليکه او تو را نمي بيند؟ فرمود: اگر مرا نمي بيند من او را مي بينم، و او بو را احساس مي کند. قولها عليهاالسلام في أدني ما تکون المرأة من ربّها سأل رسول اللَّه صلي اللَّه عليه و آله عن المرأة متي تکون أدني من ربّها؟ قالت: اَدْني ما تَکُونُ مِنْ رَبِّها اَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِها. سخن آن حضرت در نزديکترين حالت زن نسبت به پروردگارش پيامبر پرسيد: نزديکترين زمانيکه زن نسبت به پروردگارش قرار دارد چه هنگام است؟ فرمود: نزديکترين زمان زن نسبت به پروردگارش هنگامي است که در کنج خانه اش قرار دارد. قولها عليهاالسلام في تعيين ساعة الاجابة کانت عليها السلام تقول لغلامها: اِصْعَدْ عَلَي السَّطْحِ، فَاِنْ رَأَيْتَ عَيْنَ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلَّي لِلْغُرُوبِ فَاَعْلِمْني حَتّي اَدْعُو. سخن آن حضرت در تعيين ساعت اجابت دعا آن حضرت در روز جمعه به غلام خود مي فرمود: بر بلندي قرار گير، آنگاه که ديدي قرص خورشيد در حال غروب است مرا آگاه کن، تا دعا نمايم. قولها عليهاالسلام في فضل العمل الخالص مَنْ اَصْعَدَ اِلَي اللَّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اَهْبَطَ اللَّهُ اِلَيْهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ. سخن آن حضرت در فضيلت عمل خالص هر که خالصترين عباداتش را نزد خداوند بفرستد، او بهترين مصلحتش را براي او مقدّر مي فرمايد. قولها عليهاالسلام لمن غلب علي عدوه اختصم اليها امرأتان فتنازعتا في شيء من امر الدين: احداهما معاندة و الاخري مؤمنة، ففتحت علي المؤمنة حجّتها فاستظهرت علي المعاندة، ففرحت فرحاً شديداً، فقالت عليهاالسلام: اِنَّ فَرَحَ الْمَلائِکَةِ بِاسْتِظْهارِکِ عَلَيْها اَشَدُّ مِنْ فَرَحَکِ، وَ اِنَّ حُزْنَ الشَّيْطانِ وَ مَرَدَتِهِ بِحُزْنِهَا عَنْکِ اَشَدُّ مِنْ حُزْنِها. سخن آن حضرت در مورد خرسندي فرشتگان از پيروزي مؤمنان دو زن در مسأله اي از مسائل ديني با يکديگر گفتگو مي کردند، يکي دشمن و ديگري مؤمن، برهان زن مؤمن غالب گرديد، و او بسيار خرسند شد، آن حضرت فرمود: خرسندي فرشتگان از پيروزي تو بيشتر از خوشحالي توست، و ناراحتي شيطان و يارانش از ناراحتي دشمن تو افزونتر است. قولها عليهاالسلام في وصف المؤمن اَلْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِ الَّلهِ تَعالي. سخن آن حضرت در توصيف مؤمن مؤمن با نور الهي مي نگرد. قولها عليهاالسلام في فضيلة حسن الوجه اَلْبُشْرُ في وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبِهِ الْجَنَّةَ، الْبُشْرُ في وَجْهِ الْمُعادي يَقي صاحِبَهُ عَذابَ النَّارِ. سخن آن حضرت در فضيلت خوشروئي روي خندان نسبت به انسان مؤمن آدمي را به بهشت رهنمون مي سازد، روي خندان در چهره معاند و دشمن آدمي را از عذاب دوزخ نگاه مي دارد. قولها عليهاالسلام في ادب الصائم ما يَصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِيامِهِ، اِذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. سخن آن حضرت در وظيفه روزه دار روزه دار آنگاه که زبان و گوش و چشم و اندامش را حفظ ننمايد، روزه اش چه اثري دارد |