سه شنبه 20 بهمن 1388 - 24 صفر 1431 - 9 فوريه 2010



 سيماي فاطمه(سلام الله عليها) در روز قيامت


                                  بسم الله الرحمن الرحيم

چهره مقدس و ملکوتي فاطمه زهرا(س) در تاريخ اسلام آنقدر تابناک و روشن است که چندان به تحقيق و بررسي نياز ندارد; اما با توجه به ايام شهادت آن بزرگوار شايسته است اندکي درباره فضايل حضرتش گفتگوکنيم. براين اساس، به سراغ روايات نوراني معصومان عليهم السلام مي‏رويم تا بامقام و جايگاه آن حضرت در قيامت آشنا شويم.

کيفيت ‏برانگيخته شدن
برانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناک آينده بشر است; زماني که معصومان عليهم السلام همواره بدان مي‏انديشند و گاه از خوف آن بيهوش مي‏شدند. فاطمه(س) نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مي‏انديشيد. فکر زنده شدن، عريان بودن انسانها در قيامت، عرضه شدن به محضر عدل الهي و... او را در اندوه فرو مي‏برد. اميرمؤمنان علي(ع) مي‏فرمايد:

«روزي پيامبرخدا(ص) بر فاطمه(س) وارد شد و او را اندوهناک يافت. فرمود: دخترم! چرا اندوهگيني؟

فاطمه پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مي‏دهد.

پيامبر فرمود: آري دخترم! آن روز، روز بزرگي است; اما جبرئيل از سوي خداوند برايم خبر آورد من اولين کسي هستم که برانگيخته مي‏شوم; سپس ابراهيم و آنگاه همسرت علي‏بن ابي‏طالب(ع). پس از آن، خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوي تو مي‏فرستد. وي هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت‏برقرار مي‏سازد. آنگاه اسرافيل لباسهاي بهشتي برايت مي‏آورد و تو آنها را مي‏پوشي. فرشته ديگري به نام زوقائيل مرکبي از نور برايت مي‏آورد که مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مرکب سوار مي‏شوي و زوقائيل آن را هدايت مي‏کند. در اين حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاي تسبيح پيشاپيش تو راه مي‏سپارند. اندکي که رفتي، هفتاد هزار حورالعين در حالي که شادمانند و ديدارت را به يکديگر بشارت مي‏دهند، به استقبالت مي‏شتابند. به دست هريک از حوريان منقلي از نور است که بوي عود از آن بر مي‏خيزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت‏حرکت مي‏کنند. هنگامي که به همان اندازه از آرامگاهت دور شدي، مريم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعين به استقبال مي‏آيد و برتو سلام مي‏گويد. آنها سمت چپت قرار مي‏گيرند و همراهت‏حرکت مي‏کنند. آنگاه مادرت خديجه، اولين زني که به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته که پرچمهاي تکبير در دست دارند، به استقبالت مي‏آيند. وقتي به جمع انسانها نزديک شدي، حواء با هفتاد هزار حورالعين به همراه آسيه دختر مزاحم نزدت مي‏آيد و با تو رهسپار مي‏شود.

حضور فاطمه در ميان مردم
فاطمه جان، هنگامي‏که به وسط جمعيت‏  حاضر در قيامت مي‏رسي، کسي از زير عرش پروردگار به گونه‏اي که تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مي‏زند: چشمها را فرو پوشانيد و نظرها را پايين افکنيد تا صديقه فاطمه، دخت پيامبر(ص) و همراهانش عبور کنند.

پس در آن هنگام هيچ کس جز ابراهيم خليل‏الرحمان و علي‏بن ابي‏طالب(ع) و... به تو نگاه نمي‏کنند. (1)

جابربن عبدالله انصاري نيز در حديثي از پيامبرخدا(ص) اين حضور را چنين توصيف مي‏کند:

روز قيامت دخترم فاطمه بر مرکبي از مرکبهاي بهشت وارد عرصه محشر مي‏شود. مهار آن مرکب از مرواريد درخشان، چهار پايش از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشک بهشتي و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدي از نور قرار دارد که بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاي داخل آن گنبد انوار عفو الهي و خارج آن پرتو رحمت‏خدايي است. بر فرازش تاجي از نور ديده مي‏شود که هفتاد پايه از در و ياقوت دارد که همانند ستارگان درخشان نور مي‏افشانند.

در هريک از دو سمت راست و چپ آن مرکب هفتاد هزار فرشته به چشم مي‏خورد.

جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداي بلند ندا مي‏کند: نگاه خود فراسوي خويش گيريد و نظرها پايين افکنيد. اين فاطمه دختر محمد است که عبور مي‏کند.

در اين هنگام، حتي پيامبران و انبيا و صديقين و شهدا همگي از ادب ديده فرو مي‏گيرند تا فاطمه(س) عبور مي‏کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مي‏گيرد. (2)

منبري از نور براي فاطمه(س)
در ادامه گفتگوي پيامبر با دختر گرامي‏اش درباره چگونگي حضور وي در عرصه قيامت، چنين مي‏خوانيم: سپس منبري از نور برايت‏برقرار مي‏سازند که هفت پله دارد و بين هر پله‏اي تا پله ديگر صفهايي از فرشتگان قرار گرفته‏اند که در دستشان پرچمهاي نور است. همچنين در طرف چپ و راست منبر حورالعين صف مي‏کشند... آنگاه که بر بالاي منبرقرار مي‏گيري، جبرئيل مي‏آيد و مي‏گويد: اي فاطمه! آنچه مايلي از خدا بخواه... (3)

شکايت در دادگاه عدل الهي
اولين در خواست فاطمه در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شکايت از ستمگران است.

جابرابن عبدالله انصاري از پيامبر(ص) چنين نقل مي‏کند: هنگامي‏که فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مي‏گيرد، خود را از مرکب به زير انداخته، اظهار مي‏دارد: الهي و سيدي، ميان من و کسي که مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داوري کن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حکم کن... (4)

براساس روايتي ديگر، پيامبر اکرم(ص) فرمود: دخترم فاطمه در حالي که پيراهنهاي خونين در دست دارد، وارد محشر مي‏شود; پايه‏اي از پايه‏هاي عرش را در دست مي‏گيرد و مي‏گويد:

«يا عدل يا جبار احکم بيني و بين قاتل ولدي‏»

اي خداي عادل و غالب، بين من و قاتل فرزندم داوري کن.

قال:«فيحکم لابنتي و رب الکعبة‏»

به خداي کعبه سوگند، به شکايت دخترم رسيدگي مي‏شود و حکم الهي صادر مي‏گردد. (5)

ديدار حسن و حسين عليهما السلام

دومين خواسته فاطمه در روز قيامت از خداوند چنين است: خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.

در اين لحظه، امام حسن و امام حسين عليهما السلام به سوي فاطمه مي‏روند، در حالي‏که از رگهاي بريده حسين خون فوران مي‏کند. (6)

پيامبر خدا(ص) مي‏فرمايد: هنگامي‏که به فاطمه گفته مي‏شود وارد بهشت‏شو، مي‏گويد: هرگز وارد نمي‏شوم تا بدانم پس از من با فرزندانم چه کردند؟

به وي گفته مي‏شود: به وسط قيامت نگاه کن.

پس بدان سمت مي‏نگرد و فرزندش حسين را مي‏بيند که ايستاده و سر در بدن ندارد. دخت پيامبر(ص) ناله و فرياد سر مي‏دهد. فرشتگان نيز (باديدن اين منظره) ناله و فرياد بر مي‏آورند. (7)

امام صادق(ع) مي‏فرمايد: حسين بن علي(ع) در حالي که سر مقدسش را در دست دارد، مي‏آيد. فاطمه با ديدن اين منظره ناله‏اي جانسوز سر مي‏دهد. در اين لحظه، هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمني نيست مگر آنکه به حال او مي‏گريد. (8)

در اين موقعيت، خداوند به خشم آمده، به آتشي به نام «هبهب‏» که هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسودگي در آن راه نمي‏يابد و هيچ اندوهي از آنجا بيرون نمي‏رود، دستور مي‏دهد کشندگان حسين بن‏علي را برگير و جمع کن... آتش به فرمان پروردگار عمل کرده، همه آنها را بر مي‏چيند... (9)

شفاعت‏براي دوستان اهل‏بيت عليهم السلام

سومين درخواست فاطمه در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهل‏بيت عليهم السلام است که مورد قبول حق قرار مي‏گيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مي‏دهد.

امام باقر(ع) مي‏فرمايد: هنگامي‏که فاطمه به در بهشت مي‏رسد، به پشت‏سرش مي‏نگرد. ندا مي‏رسد: اي دختر حبيب! اينک که دستور داده‏ام به بهشت‏بروي، نگران چه هستي؟

فاطمه(س) جواب مي‏دهد: اي پروردگار! دوست دارم در چنين روزي با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود.

ندا مي‏رسد: اي دختر حبيبم! برگرد و در مردم بنگر و هر که در قلبش دوستي تو يا يکي از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان. (10)

امام باقر(ع) در روايتي ديگر مي‏فرمايد: در روز قيامت‏بر پيشاني هر فردي، مؤمن يا کافر نوشته شده است. پس به يکي از محبان اهل‏بيت عليهم السلام که گناهانش زياد است دستور داده مي‏شود به جهنم برده شود. در آن هنگام، فاطمه(س) ميان دو چشمش را مي‏خواند که نوشته شده است: دوستدار اهل‏بيت. پس به خدا عرضه مي‏دارد:

الهي و سيدي! تو مرا فاطمه ناميدي و دوستان و فرزندانم را به وسيله من از آتش دور ساختي و وعده تو حق است و هرگز وعده‏ات را زير پا نمي‏نهي.

ندا مي‏رسد: فاطمه! راست گفتي; من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو، دوستان و پيروانت و دوستان فرزندانت و پيروانشان را از آتش دور گردانيدم. وعده من حق است و هرگز تخلف نمي‏کنم.

اينکه مي‏بيني دستور دادم بنده‏ام را به دوزخ برند، بدين جهت‏بود که درباره‏اش شفاعت کني و شفاعتت را بپذيرم تا فرشتگان، پيامبران، رسولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهي يابند. حال بنگر، دست هرکه بر پيشاني‏اش «مؤمن‏» نوشته شده، بگير و به بهشت‏ببر. (11)

شفاعت دوستان فاطمه از ديگران
عظمت و مقام حضرت فاطمه در روز قيامت چنان است که خداوند به خاطر فاطمه به دوستان آن حضرت نيز مقام شفاعت مي‏دهد. امام باقر(ع) به جابر فرمود: جابر! به خدا سوگند، فاطمه(س) با شفاعت‏خود در آن روز شيعيان و دوستانش را از ميان اهل محشر جدا مي‏سازد. چنانکه کبوتر دانه خوب را از دانه بد جدا مي‏کند.

هنگامي‏که شيعيان فاطمه همراه وي به در بهشت مي‏رسند، خداوند در دلشان مي‏افکند که به پشت‏سر بنگرند. وقتي چنين کنند، ندا مي‏رسد: دوستان من!

اکنون که شفاعت فاطمه را در حق شما پذيرفتم، نگران چه هستيد؟

آنان عرضه مي‏دارند: پروردگارا! ما نيز دوست داريم در چنين روزي مقام و منزلت ما براي ديگران آشکار شود.

ندا مي‏رسد: دوستانم! بر گرديد و بنگريد و هر که به خاطر دوستي فاطمه شما را دوست داشت و نيز هر که به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس يا آب داده و يا غيبتي را از شما دور گردانيده همراه خود وارد بهشت کنيد. (12)

به سوي بهشتفاطمه(س)، پس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانش و رسيدگي به شکايتش در دادگاه عدل الهي به فرمان خدا، با جلال و شکوه خاصي وارد بهشت مي‏شود. پيامبراکرم(ص) مي‏فرمايد: روز قيامت دخترم فاطمه در حالي که لباسهاي اهدايي خداوند را که با آب حيات آميخته شده، پوشيده، محشور مي‏شود و همه مردم از مشاهده اين کرامت تعجب مي‏کنند. آنگاه لباسي از لباسهاي بهشت‏بر وي پوشانده مي‏شود. بر هزار حله بهشتي براي او با خط سبز چنين نوشته شده است: دختر پيامبر را به بهترين شکل ممکن و کامل‏ترين هيبت و تمامترين کرامت و بيشترين بهره وارد هشت‏سازيد. پس، فاطمه(س) را به فرمان پروردگار در کمال عظمت و شکوه، در حالي‏که پيرامونش هفتاد هزار کنيز قرار گرفته، به بهشت مي‏برند. (13)

استقبال حوريان بهشتي
رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: هنگامي‏که به در بهشت مي‏رسي، دوازده هزار حوريه، که تاکنون به ملاقات کسي نرفته و نخواهند رفت در حالي‏که مشعل‏هاي نوراني به دست دارند و بر شتراني از نور که جهازهايشان از طلاي زرد و ياقوت سرخ و مهارهايشان از لؤلؤ و مرواريد درخشان است‏سوارند، به استقبالت مي‏شتابند. پس وقتي داخل بهشت‏شدي، بهشتيان به يکديگر ورودت را بشارت خواهند داد و براي شيعيانت‏سفره‏هايي از گوهر، (14) که بر پايه‏هايي از نور برقرار ساخته‏اند، آماده مي‏سازند و در حالي که هنوز ساير مردم گرفتار حسابرسي‏اند، آنان از غذاهاي بهشتي مي‏خورند. (15)

اولين سخن فاطمه در بهشت
سلمان فارسي از پيامبر اسلام(ص) چنين روايت کرده است: هنگامي‏که فاطمه داخل بهشت مي‏شود و آنچه خداوند برايش مهيا کرده مي‏بيند، اين آيه را تلاوت مي‏کند:

(بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي اذهب عناالحزن ان ربنا لغفور شکور الذي احلنا دارالمقامة من فضله لايمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب) (16)

ستايش و سپاس ويژه خدايي است که اندوهمان را زدود. بدرستي‏که پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است; پروردگاري که در سايه بخشش خود ما را به بهشت و اقامتگاه هميشگي‏مان فرود آورد. ما در آن جا با رنج و ملالي رو به رو نمي‏شويم.

نوراني شدن بهشت از نور فاطمه(س)
ابن شهرآشوب مي‏نويسد: در بسياري از کتابها، از جمله کشف ثعلبي و فضائل ابوالسعادات، در معناي اين آيه (لايرون فيها شمسا و لازمهريرا) (17)

(ونمي‏بينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايي را.)

آورده‏اند که ابن عباس گفت: چنانکه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نوري مي‏بينند که باغهاي بهشت را نوراني کرد. اهل بهشت اظهار مي‏دارند: خدايا! تو در کتابي که بر پيامبرت فرستادي، فرمودي: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشت‏خورشيدي نخواهند ديد.) ندا مي‏رسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلکه علي و فاطمه از چيزي تعجب کرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (18)

زيارت انبيا از فاطمه در بهشت
آنگاه که همه انبيا و اولياي خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مي‏کنند. رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: هرگاه اولياي خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مي‏شتابند. (19)

عنايات خداوند به فاطمه در بهشت
پروردگار منان به فاطمه زهرا(س) در بهشت عناياتي ويژه خواهد داشت. بخشي از آن عنايات چنين است:

1 - خانه ‏هاي بهشتي پيامبرخدا(ص) فرمود: هنگامي‏که مرا به معراج بردند و داخل بهشت‏شدم، به قصر فاطمه رسيدم; درون آن هفتاد قصر بود که تمام در و ديوار و تاقهايش از دانه‏هاي مرواريد سرخ ساخته شده، همه آنها به يک شکل زينت داده شده بود. (20)

2 - همنشيني با پيامبر(ص)
پيامبر اکرم(ص) به علي(ع) فرمود:

ياعلي! تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (برادران بر تختهاي بهشتي رو به روي هم مي‏نشينند.) (21)

3 - درجه وسيله
رسول خدا(ص) فرمود: في‏الجنة درجة تدعي الوسيلة فاذا سالتم الله فاسالوا لي الوسيلة قالوا يا رسول‏الله من يسکن معک فيها؟ قال علي و فاطمة و الحسن و الحسين (22)

در بهشت درجه‏اي به نام «وسيله‏» است. هرگاه خواستيد، هنگام دعا، چيزي برايم بخواهيد، مقام وسيله را از خداوند خواستار شويد.

گفتند: يا رسول‏الله! چه کساني دراين درجه (مخصوص) با شما همنشين خواهند بود؟

فرمود: علي، فاطمه، حسن و حسين.

علامه اميني در منقبت‏بيست و ششم مي‏نويسد:

از مناقب حضرت زهرا (ص) همراه بودن او با پدر و همسر و فرندانش در درجة الوسيله است. آنجا پايتخت ظمت‏حضرت حق تبارک و تعالي است و جز پنج تن عليهم السلام هيچ يک از انبيا و اوليا و مرسلين و صالحان و فرشتگان مقرب کسي بدان راه نمي‏يابد. (23)

4 - سکونت در حظيرة القدس سيوطي در مسند مي‏نويسد:

«ان فاطمة و عليا و الحسن و الحسين في‏حظيرة القدس في‏قبة بيضاء سقفها عرش الرحمن.» (24)

فاطمه و علي و حسن و حسين در جايگاهي بهشتي به نام «حظيرة‏القدس‏» در زير گنبدي سفيد به سرمي‏برند که سقف آن عرش پروردگار است.

پيامبرخدا(ص) فرمود: در قيامت، جايگاه من و علي و فاطمه و حسن و حسين سرايي زير عرش پروردگار است. (25)

نويسنده خصايص فاطمه، ضمن بياني مفصل درباره حظيرة‏القدس، مي‏نويسد: والاترين جايگاه‏ها در هشت‏حظيرة‏القدس است. (26)

5 - بخشيدن چشمه تسنيم به فاطمه(س)
طبري از همام بن‏ابي‏علي چنين نقل مي‏کند: به کعب الحبر گفتم: نظرت درباره شيعيان علي‏بن‏ابي‏طالب چيست؟

گفت: اي همام! من اوصافشان را در کتاب خدا مي‏يابم. اينان پيروان خدا و پيامبرش و ياران دين او و پيروان ولي‏اش شمرده مي‏شوند. اينان بندگان ويژه خدا و برگزيدگان اويند. خدا آنها را براي دينش برگزيد و براي بهشت‏خويش آفريد.

جايگاهشان در فردوس اعلاي بهشت است; در خيمه‏اي که اتاقهايي از مرواريد درخشان دارد، زندگي مي‏کنند. آنان از مقربين ابرارند و سرانجام از جام «رحيق مختوم‏» مي‏نوشند.

رحيق مختوم چشمه‏اي است که به آن «تسنيم‏» گفته مي‏شود و هيچ کس جز آنها از آن چشمه استفاده نخواهدکرد. تسنيم، چشمه‏اي است که خداوند آن را به فاطمه(س) دختر پيامبر(ص) و همسر علي‏ابن ابي‏طالب(ع) بخشيد و از پاي ستون خيمه فاطمه جاري مي‏شود. آب آن چشمه چنان گواراست که به سردي کافور و طعم زنجفيل و عطرمشک شباهت دارد... (27)

محمد جواد طبسي 


*****************************************************

پي‏نوشتها:

1 - بحار الانوار، ج‏43، ص 225.

2 - فاطمة الزهراء، علامه اميني، ص 74; امالي صدوق، ص‏16.

3 - بحارالانوار، ج‏43، ص 225.

4 - امالي صدوق، ص‏16.

5 - مناقب علي بن ابي‏طالب، ص‏63.

6 - بحارالانوار، ج‏43، ص 220.

8 -7 - همان، ص 221.

9 - همان، ص 222.

10 - تفسير فرات کوفي، ص 114.

11 - بحارالانوار، ج‏43، ص 15.

12 - تفسير فرات کوفي، ص 114.

13 - ذخائرالعقبي، ص 48.

14 - کنايه از غذاهايي بسيار خوب است.

15 - بحارالانوار، ج‏43، ص‏227.

16 - القطره، ص 192; سوره فاطر، آيه 34.

17 - انسان، آيه‏13.

18 - مناقب آل‏ابي‏طالب، ج‏3، ص‏329.

19 - بحارالانوار، ج‏43، ص‏227.

20 - همان، ص‏76.

22 - 21 - فاطمة الزهراء، ص‏99.

23 - همان، ص‏113.

24 - مسندفاطمه،ص 45; کفاية‏الطالب، ص 311; بشارة‏المصطفي، ص 48.

25 - فاطمه الزهراء، ص 100.

26 - خصايص فاطمه، ص 341.

27 - بشارة المصطفي، ص 50.

بازگشت

آخرين به روزرساني: 1387/04/03

نسخه ويژه چاپ نسخه ويژه چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
 ذخيره با فرمت XML ذخيره با فرمت XML

امتيازدهي به اين نوشته