سه شنبه 20 بهمن 1388 - 24 صفر 1431 - 9 فوريه 2010



 ميلاد کوثر

                                     بسم الله الرحمن الرحيم

کوثر مبالغه در کثرت است.

طبرسي فرموده «کوثر چيزي است که کثرت از شأن آن است و کوثر خير کثير است»

فاطمه الزهراء سلام الله عليها خير کثيري است که به پيامبر صلي الله و آله و سلم عطا شد.

«انا اعطنياک الکوثر»

ما به تو کوثر (خير و برکت فراوان) عطا کرديم.

«فصل لربک و انحر»

 اکنون که چنين است براي پروردگارت نماز بخوان و قرباني کن.

«أن شانئک هو الابتر»

مسلما دشمن تو ابتر و بلا عقب (بدون نسل) است.

در شأن نزول اين سوره مي خوانيم:

عاص بن وائل که از سران مشرکان بود پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم را به هنگام خارج شدن از مسجد الحرام ملاقات کرد، هنگامي که عاص بن وائل وارد مسجد شد به او گفتند: با که صحبت مي کردي؟

گفت: با اين مرد ابتر! اين تعبير را به خاطر اين انتخاب کرد که «عبد الله» پسر پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از دنيا رفته بود و عرب کسي را که پسر نداشت «ابتر» ( بلا عقب مي ناميد) و لذا قريش اين نام را بعد از فوت پدر پيامبر براي حضرت انتخاب کرده بود (سوره فوق نازل شد و پيغمبر اکرم صلي الله عليه وآله و سلم رابه نعمت هاي بسيار و کوثر بشارت داد و دشمنان او را ابتر خواند)

توضيح اين که پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله وسلم دو فرزند پسر از بانوي گرامي اسلام، حضرت خديجه سلام الله عليها داشت يکي قاسم و ديگري طاهر که او را عبدالله نيز مي ناميدند و اين هر دو، در مکه از دنيا رفتند و پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فاقد فرزند پسر شد اين موضوع زبان بد خواهان قريش را گشود. کلمه «ابتر» را براي حضرتش انتخاب کردند. پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در سال هشتم هجري در مدينه از ماريه قبطيه، صاحب فرزند ذکور ديگري به نام ابراهيم شد، اتفاقا او نيز قبل از آن که به دو سالگي برسد چشم از  پوشيد و وفات او قلب پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم را آزرد آنها طبق سنت خود براي فرزند پسر اهميت فوق العاده اي قائل بودند و او را تداوم بخش برنامه هاي پدر مي شمردند. بعد از اين ماجرا آنها فکر مي کردند با رحلت پيغمبر اکرم صلي الله عيله و آله و سلم برنامه هاي او به خاطر نداشتن فرزند ذکور تعطيل خواهد شد و خوشحال بودند.

سوره کوثر نازل شد و خداوند در اين سوره به طور اعجاب آميزي به آنها پاسخ گفت: و خبر داد که دشمان او ابتر خواهند بود و برنامه اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد. بشارتي که در اين سوره داده شد از يک سو ضربه اي بود بر اميدهاي دشمنان اسلام و از سوي ديگر تسلي خاطري براي رسول الله بود که بعد از شنيدن آن لقب زشت و توطئه دشمنان، قلب پاکش غمگين و مکدر شده بود.[1]

کوثر يک معني جامع دارد و آن، خير وسيع و فراوان است و مصاديق آن زياد است ولي بسياري از  بزرگان علماي شيعه وجود مبارک فاطمه الزهراء سلام  الله عليها را يکي ا ز روشنترين مصداقهاي آن دانسته اند چرا که شأن نزول آيه مي گويد: آنها پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم را متهم مي کردند که بلا عقب است.

قرآن مجيد ضمن نفي سخن آنها مي گويد: ما به تو کوثر داديم.

از اين تعبير استفاده مي شود که اين خير کثير، همان فاطمه زهراء سلام الله عليها است زيرا نسل و ذريه پيامبر صلي الله عيله و آله و سلم به وسيله همين دختر گرامي در جهان انتشار يافت، نسلي که نه تنها فرزندان جسماني پيغمبر بودند، بلکه آيين او و تمام ارزشهاي اسلام را حفظ کردند و به آيندگان ابلاغ نمودند نه تنها امامان معصوم اهل بيت عليهم السلام که آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلکه هزاران نفر از فرزندان فاطمه سلام الله عليها در سراسر جهان پخش شدند که در ميان آنها علماي بزرگ نويسندگان، فقها، محدثان، ‌مفسران، والامقام و فرماندهان عظيم بودند که با ايثار و فداکاري در حفظ آيين اسلام کوشيدند.

در اينجا به بحث جالبي از فخر رازي برخورد مي کنيم که در ضمن تفسيرهاي مختلف کوثر مي گويد:

قول سوم اين است که اين سوره به عنوان رد بر کساني نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پيغمبر اکرم خرده مي گرفتند. بنابراين معناي سوره اين است که خداوند به او نسلي مي دهد که در طول زمان باقي مي ماند. ببين چه تعداد از اهل بيت را شهيد کردند در عين حال جهان مملو از آنهاست اين درحالي است که از بني اميه (که دشمنان اسلام بودند) شخصي قابل ذکري در دنيا باقي نمانده، پس بنگر و ببين چقدر از علماي برزگ در ميان آنهاست.

مانند «باقر عليه السلام» و «صادق عليه السلام» و «رضا عليه السلام» و «نفس زکيه» و ... [2]

 کوثر که به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم عنايت شده است. همان کثرت نسل و ذريه آن حضرت است، پس مراد از کوثر  يا فقط کثرت ذريه آن حضرت است و يا مراد از کوثر خير بسيار است.

که در ضمن آن کثرت نسل پيامبر نيز مورد نظر است، زيرا اگر کثرت نسل پيامبر ملحوظ نباشد، آيه اخير

«أن شانئک هو الابتر»

دشمن تو بي نسل خواهد ماند و او ابتر خواهد شد.

بدون فايده خواهد بود، پس آيات قبل بايد پيرامون نسل پيامبر باشد. تا اين سخن از ابتر بودن دشمن پيامبر معنا دهد و بي فايده نباشد. [3]

 

پي نوشت ها:

[1] تفسير نمونه، ج27، ص368.

[2]  تفسير نمومه، ج27، ص375.

[3] اميزان في تفسير القرآن، چاپ دوم، ج20، ص370

بازگشت

آخرين به روزرساني: 1387/04/03

نسخه ويژه چاپ نسخه ويژه چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
 ذخيره با فرمت XML ذخيره با فرمت XML

امتيازدهي به اين نوشته